به نام او که زیبایی ها را به ارمغان آورد

و به من جانی دوباره می دهد تا بتوانم لحظه هایم را با او قسمت کنم ...

 

    آقای من ...  آقای من ...

    هر چه دیده ام

    و هر چه شنیده ام

    هر کجا رفته ام و هر چه کرده ام

    هر چه هستم و هر چه بوده ام

    حال که رنجوری تنم را به سوی تو آورده ام

    حال که بر باب رحمت تو نشسته ام

    حال که آمده ام ، اگر بپرسی کجا بودی و چه میکردی؟ ،  چه جوابی بدهم؟

    حال که آمده ام ، اگر بپرسی تو کیستی؟ ... ، می گویم:

    من همانم که توام سروری

    من همانم که توام پدری

    من همانم که توام همه کسی ...

 

     عشق صدای فاصله هاست ...  |